أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
547
قانون ( فارسى )
گفتار دوم شكستن استخوان بهطور كلى فصل اوّل مفهوم شكستن استخوان منظور از كلمهء شكستن استخوان در اينجا از هم جدا شدن پيوند استخوان است ؛ كه چندين حالت و چند اسم دارد : اگر استخوانى پيوندهايش از هم بگسلد و به تكههاى بسيار كوچك تبديل شود آن را كوفتگى نامند . و ممكن است قطعههاى استخوان از هم جدا نشوند ؛ كه اين نيز دو حالت دارد : يا صاف و هموار است و يا شاخهشاخه . در حالت صاف و هموارى نيز فرق هست ، ممكن است از پهنا بشكند و ممكن است در طول درز برد . اگر شكستن در پهنا رخ دهد ممكن است پيدا و آشكار باشد و ممكن است نامعلوم و پنهان باشد . اگر در طول درز برد ، آن را ترك ناميم و اگر پديدار و معلوم نيست آن را درز بردن ناميم . برخى از اطباء براى حالات گوناگون شكست استخوان نامهاى مختلف و گوناگون دارند ، كه از اين قرارند : اگر شكست زياد در پهناى استخوان رخ دهد و اين شكست ژرفارو باشد ، سه نام دارد به نامهاى فجلى ( تربى ) ، قثوى ( خيار چنبرى ) و قضيبى ( چوبدستى كوتاه ) . اگر شكست استخوان در طول رخ داده و درزش زياد نيست و باريك است . آن را مشطب ( پرند تيغى ) گويند . اگر درز و شكست در طول و نسبتا پهن باشد ، آن را هلالى ( ماه نوى ) و قضيبى ( چوبدستى كوتاه ) گويند . اگر استخوان شكسته و به قطعههاى ريز و كوچك تبديل شده است ، آن را سويقى ( قاوتى ) ، جريشى ( بلغورى ) و جوزى ( گردويى ) نامند .